شیوه انتخاب در زندگی

اشتراک گذاری این مقاله در ...

اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
شیوه انتخاب در زندگی
شیوه انتخاب در زندگی

فهرست مطالب

محصولات ارائه شده :

جهت اشتراک گذاری مقاله
یکی از موارد زیر را انتخاب نمایید

اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email

شیوه انتخاب در زندگی

این مقاله ممکنه دید شما رو نسبت به زندگی تغییر بده!

شیوه انتخاب در زندگی
شاید تا حالا برای شما هم سوالاتی مثل :

-بایستی دنبال چه شغلی بگردم؟

-آیا رابطه ی عاطفیم رو تموم کنم؟

-آیا با همین شخص ازدواج کنم؟

-کجا زندگی کنم؟

 
و هزاران سوال شبیه دیگه پیش اومده باشه که تصمیم گیری راجع به هرکدوم از اون ها براتون سخت بوده.
اما این صرفا به دلیل شیوه تفکر غلط ماست.
به انتخاب سختی که در آینده باهاش روبرو هستین فکر کنید.
میتونه انتخاب میان دو شغل گوناگون باشه. به عنوان مثال اینکه بین هنرمند بودن یا این که حسابدار یک کدام از رو انتخاب نمایید.
یا این که محل زندگیتون،مرکز شهر یا حومه ی شهر؟
یا حتی بین دو نفر که می تونید باهاشون ازدواج کنید؟
انتخاب اینکه بچه دار بشید یا نشید؟
پدر و مادرتون رو پیش خودتون نگه دارید یا اون ها رو خانه ی سالمندان بذارید؟
اصول تصمیم گیری تصمیم گیری در انتخاب های سخت واقعا امکان پذیر است.
ولی به شرطی که آگاهانه و صادقانه به موضوعی که قراره انتخاب نمایید نگاه کنید.
ممکنه انتخاب سختی که دارید بهش فکر‌می‌کنید‌ یک موضوع مهم و بزرگ باشه.
یه موضوعی که براتون با ارزشه. انتخاب های سخت موقعیت های استرس زایی هستن .
که ممکنه ما رو کاملا گیج کنن و حتی ممکنه سبب بشن بدن ما برخورد فیزیکی هم نشون بده.
البته من فکر میکنم ما انتخاب های دشوار و نقشی که در زندگی ما بازی میکنن رو بد فهمیدیم.
فهمیدن انتخاب های دشوار نیروی درونی رو در ما آشکار می کنه، نیرویی که از وجود اون خبر نداشتیم.
شیوه انتخاب در زندگی

کدوم انتخاب درست تره؟

در واقع اونچه که یک انتخاب رو دشوار میکنه، نقطه مشترکیه که اون رو با انتخاب های دیگه ای که وجود داره مرتبط می کنه!
توی انتخاب های آسون ، یک انتخاب از اون یکی بهتره.
البته توی انتخاب های سخت، یکی‌از گزینه ها در برخی مورد ها بهتره و اون یکی در برخی مورد هاِ دیگه.
در واقع هر انتخاب یک سری مزایای خوب داره البته هیچکدومشون در همه ی موردها از اون یکی از بهتر نیست.
تصمیم گیری در انتخاب های دشوار همون کاریه که شما می بایست یاد بگیرید.
زندگی همیشه انتخاب و تصمیم های راحت و ساده نیست. برخی اوقات انتخاب های شما خیلی دشوار میشه.
ممکنه شما بین اینکه توی شهر بمونید و یک کار روتین داشته باشید
و اینکه یک کار چالشی و هیجان انگیر تو حومه ی شهر داشته باشید مستاصل بشید و احساس درماندگی کنید.
زیرا موندن توی برخی موارد بهتره و رفتن توی برخی موارد دیگه، ولی هیچکدومشون در همه ی موارد از اون یکی بهتر نیست.

تمامی انتخاب های سخت واقعا سخت نیستن!

فکر کنید میخوایید درباره ی صبحونتون تصمیم بگیرید ، می تونید غلات سبوس دار با فیبر بالا بخورید یا ی کیک شکلاتی.
فرض کنید اونچه که توی انتخاب مهمه مزه و سلامتی باشه؛ غلات برای سلامتی بهتره اما کیک شکلاتی خوش طعم تره!
ولی هیچکدومشون در همه ی موردها از اون یکی بهتر نیست و این یک انتخاب سخته ولی انتخاب بزرگ و سرنوشت سازی نیست.
تصمیم گیری در انتخاب های دشوار رو بایستی تمرین کنید. تا بتونید در موارد بزرگتر بهتر و سریعتر تصمیم گیری نمائید.
چنانچه بتونیم درک کنیم برخی از تعیین های کوچیک هم می تونه سخت باشه اون موقع متوجه میشیم که
می تونیم زمان تصمیم گیری در گزینش های بزرگ هم راحت تر و بهتر عمل کنیم . در موقع تصمیم گیری به چه نکاتی توجه کنیم؟
آخرش که ما تصمیم میگیریم صبحونه چی بخوریم، شاید بتونیم راحت تر تصمیم بگیریم
که توی شهر بمونیم یا بریم دنبال یه کار جدید تو حومه ی شهر.

شاید نباید فکر کنیم انتخاب های دشوار، دشوار هستن.

هنگامی ما نمی دونیم ارزش و الویت برای انتخاب دقیقا چیه؟!
توی این شرایط ها یک دفترچه یادداشت بردارید و مزایاو معایب هر کدوم از گزینش هاتون رو بنویسید
ولی واقع‌بینانه نه اینکه بخوایین خودتون رو گول بزنین.
بعد اون ها رو کنار هم بذارید ومقایسه نمایید تا ببینید کدومشون بهتره.
خیلی از ماها توی انتخاب های دشوار راه بی دردسرتر رو گزینش می‌کنیم
و این درحالیه که راهی که انتخاب می‌کنیم اصلا مناسب ما نیست.

تصمیم گیری در انتخاب های دشوار فقط و فقط با آگاهی امکان پذیره.

توی انتخاب ها سخت یکی واقعا از اون یکی بهتره البته ما چون آگاهی نداریم نمی دونیم کدوم یکیه!
و ممکنه به همین دلیل آیتم ی کم ریسک تر رو گزینش کنیم.
حتی وقتی که هر دو انتخاب رو با اطلاعات کامل کنار هم قرار می دیم باز هم ممکنه گزینش کردن دشوار باشه.
گاهی اوقات گزینه دیگه ای وجود نداره! انتخاب های دشوار، دشوار هستن نه بخاطر ما یا بخاطر عدم تدبیر ما؛
اونا سختن زیرا ابدا بهترین گزینه وجود نداره. گاهی اوقات تصمیم گیری در انتخاب های دشوار اونقدرها هم سخت نیست.
شاید دشوار به نظر برسه. ولی در حقیقت اینطور نیست. خب اکنون که بهترین گزینه وجود نداره ،
در حالتی‌که مزایای یک گزینش بر علیه اون یکی نباشیم می تونیم نتیجه بگیریم که همه ی گزینش ها به اندازه ی یکسانی خوب هستن،
برای همین میشه بیان کرد انتخاب های دشوار نسبتاً بین گزینه های یک اندازه و خوب انجام میشه ،
که‌این هم نمی تونه صحیح باشه. وگرنه چرا بخواییم این همه زمان و انرژی بذاریم خب از همون اول شیر یا خط میندازیم.
اشتباهِ بخاطر اینکه نمی تونیم با این روش درباره ی انتخاب بین دو تا شغل متفاوت، ازدواج ، محل زندگی و …تصمیم بگیریم.
چگونه در دوراهی تصمیم بگیریم یک دلیل دیگه برای اینکه بدونید انتخاب های سخت،
تعیین هایی نیستن که بین مورد های به یک اندازه خوب انجام میشه وجود داره.
رض فرمایید می خوایید در بین دو تا شغل انتخاب نمایید و فقط هم همین دوتا انتخاب رو دارید،
می تونید یک کارمند بانک باشید یا این که یک گرافیست.
چیزهای مختلفی در رابطه این تعیین وجود داره مثل هیجان کاری، امنیت مالی، زمان کافی داشتن و …
شاید گرافیست بودن این مجال رو به شما بده که بتونید فرم های جدیدی از بیان تصویری ارائه بدید
و کارمند بانک بودن به شما فرصت های مالی بیشتری بده! در میان بد و بدتر چطور انتخاب کنیم؟
هر طور که دوست دارید این دو شغل رو فکر کنید طوری که هیچکدومشون از اون یکی بهتر نباشه.
حال تصور کنید یکی اون دو عدد رو کمی بهبود ببخشیم.

برای مثال:

بانک بخاطر خدمات شما مبلغ قابل توجهی رو هرماه به حسابتون واریز کنه!
آیا این مبلغ کارمند بانک بودن رو از هنرمند بودن بهتر میکنه؟ نه الزاما!
این مبلغ ممکنه کارمند بودن رو از اونی که قبلا بوده بهتر کنه البته این بهتر شدن اونقدر کافی نیست
که بتونه کارمند بانک بودن رو از هنرمند بودن بهتر کنه.
و این یعنی اینکه اگر پیشرفت در یکی‌از این دو شغل نتونه اون رو از اون یکی بهتر کنه ،
پس این دوتا شغل نمی تونن به یک اندازه خوب باشن!

پس چرا باز هم انتخاب سخته؟

اگر با دوتا چیزی شروع فرمایید که به یک اندازه خوب هستن،
پس پیشرفت و بهبود در یکی اون ها می بایست اون رو سرتر از دیگری کنه.
البته چنین چیزی در زمینه‌ی انتخاب های مختلف وجود نداره. اینجا ما یک انتخاب دشوار داریم
و با دوتا شغل روبرو هستیم که هیچکدوم از اون یکی بهتر نیست. یا به اندازه ی هم خوب نیستن.
شیوه انتخاب در زندگی

با این موقعیت چطوری انتخاب کنیم؟

اینجاست که احساس میکنیم یه اشتباهی پیش اومده! شاید خودِ انتخاب مشکل زاست و مقایسه ی اون ها غیر ممکنه.
مثل اینکه مجبور باشیم دربین دوتا موضوع یکی رو تعیین کنیم که اصلا با هم قابل مقایسه نیستن.
البته ما داریم خصوصیت های دو تا شغل رو با هم مقایسه می‌کنیم نه خصوصیت های یک لیوان چایی با یک کتاب.
پس چرا باز هم گزینش سخته؟ مقایسه ویژگی های انتخاب ها من فکر میکنم این مشکل بخاطر فرض پیش بینی نشده ای میباشد
که ما درباره ی ارزش داریم. زیرا مقایسه ی خصوصیت های دوتا شغل چیزیه که ما می تونیم انجامش بدیم و اغلب هم انجام میدیم.
هر سوال مقایسه ای بپرسید که به بها ربطی نداشته باشه مثل اینکه کدوم چمدون سنگین تره ؟
سه تا جواب وجود داره، وزن یکی بیشتره، یکی کمتره یا این که مساوی هستن.
خصوصیت هایی مثل وزن رو میشه با اعداد هم نشون داد البته درباره ی ارزش اینطوری نیست زیرا نمیشه براشون عدد انتخاب کرد.
اگر اونیکه برای ما مهم می باشد شادی یک بچه، درآمد، عشقی که به شریک زندگیمون میدیم باشه، نمیشه بهش عدد و رقم داد.
با این وجود پس دلیلی نداره باور کنیم در انتخاب صرفا سه امکان وجود داره که یکی دیگری بهتر، بدتر یا هم اندازه می‌باشد.

همیشه راه چهارمی هم است!

ما نیاز داریم یک روش چهارم بسازیم و اون چیزی رو که در انتخاب های دشوار واقعه میوفته رو نشون بده.
میخوام بگم که گزینش ها مثل هم هستن. هنگامی که گزینش ها مثل هم هستن مهمه که شما کدوم رو انتخاب می‌کنید
اما یک تعیین از اون یکی‌از بهتر وجود ندارد مگر اینکه مکمل ی ارزش های شما باشه!
برای همین فهم گزینش های سخت به این‌راه به ما نشون میده که هر کدوم از ما در ذهن خودش نیرویی داره که
در مواجهه با انتخاب های دشوار دلیل تراشی میکنه.
مبنی بر ارزش ها انتخاب فرمایید ولی شما بایستی با دقت به ارزش هاتون انتخاب نمائید
که من طرفدار زندگی توی حومه ی شهر هستم
یا این که طرفدار زندگی توی مرکز شهر هستم، من طرفدار کیک شکلاتی هستم، من طرفدار گرافیست شدن هستم.
و این یک جواب منطقی در مواجهه با گزینش های دشوار می‌باشد
و بوسیله ارزش هایی که ما خودمون برای خودمون معلوم کردیم گزینش شدن خیر دلایل و ارزش هایی که به ما دیکته شده.
دنیایی رو در نظر بگیرید که کلیه ی تعیین هاش آسون باشه یعنی همیشه یک مورد ی بهتر وجود داشته باشه،
در حالتی‌که بهترین تعیین وجود داشته باشه پس همونیه که شما می بایست انتخابش نمایید.

من قراره کی باشم؟

چون بخشی از منطقی بودن اینه که بجای کار بدتر، کار بهتر رو انجام به این،
یعنی انتخاب اون چیزی که عوارض بیشتری برای انتخابش دارین.
برای مثال بجای کیک شکلاتی، غلات بخوریم، بجای حومه ی شهر مرکز شهر زندگی کنیم.
دنیای پر از تعیین های ساده ما رو برده ی دلایل میکنه زیرا مدام با دلیلی که مشخصه انتخاب میکنیم.
پس عصر تعیین های دشوار بجای کوبیدن سر خودمون به دیوار یا اون بیرون به‌دنبال استدلال گشتن،
بایستی از خودمون بپرسیم من قرار کی باشم؟
تصمیم گیری راحت در انتخاب های دشوار وقتی دست یافتنی میشه که شما همیشه از خودتون بپرسید
کدوم تعیین شما رو به خودتون نزدیکتر می کنه!؟
شاید تصمیم بگیرید که یک گرافیست باشید که در حومه ی شهر زندگی می کنه
وعاشق کیک شکلاتیه یا شاید یک کارمند خزانه که مرکز شهر زندگی میکنه و عاشق صبحونه ی سالم و سبوس داره!
در هر صورت هر کدوم از این گزینش ها به الویت ها و ارزش های ما بر میگرده و به خودمون بستگی داره.
ما خودمون نویسندگان زندگی خودمون هستیم…
 
شیوه انتخاب در زندگی
جهت دنبال کردن ما در صفحه اینستاگرام کلیک کنید.
جهت پیوستن به گروه تلگرامی دکتر صادقیان کلیک کنید.
دنبال کردن ما در شبکه های اجتماعی داخلی

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
واتساپ
تلگرام
اینستاگرام
پشتیبانی در پیام رسان ها
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x