امام هادی ع / مسیر بندگی

اشتراک گذاری این مقاله در ...

اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
امام هادی علیه السلام , دکتر صادقیان
امام هادی علیه السلام , دکتر صادقیان

فهرست مطالب

محصولات ارائه شده :

جهت اشتراک گذاری مقاله
یکی از موارد زیر را انتخاب نمایید

اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email

امام هادی ع / مسیر بندگی

امام هادی ع / مسیر بندگی

 


 
امام هادی ع / مسیر بندگی/ امام هادی علیه السلام , دکتر صادقیان

بسمه تعالی

شعری بسیار زیبا و اثر گذار از امام هادی (علیه السلام)
با دقت بخوانید و به معانیش عمیق فکر کنید.
این شعر مربوط به زمانی است که متوکل عباسی از امام هادی(ع) می خواهد که با او شراب بنوشد.
ولی امام امتناع می کند ولی متوکل در برابر آن از امام می خواهد که در عوض برایشان شعری بخواند و
به اصطلاح محفلشان را گرم کند. امام نیز شعری می خواند:
چه بسیار مردان پرقدرتی‏
که در این جهان از پی راحتی‏
به کوه و کمر قصرها ساختند
همه قصرها را بیاراستند
در اطراف هر قصر از بیم جان‏
گروهی مسلح، نگهبانشان‏
که تا این همه قدرت و ساز و برگ‏
کند دور، آن مردم از دست مرگ‏
ولی مرگ ناگه رسید و گرفت‏
گریبان آن نابکاران زشت‏
چو گیرد گریبان گردن‏کشان‏
به ذلت برون راند از قصرشان‏
به همراه اعمال خود، عاقبت‏
برفتند در منزل آخرت‏
شده جسم آن نازپروردگان‏
هم ‏آغوش خاک، از نظرها نهان‏
از آن زشت‏کاران افسرده‏ حال‏
به بانگ بلندی شود این سؤال‏
چه شد آن همه سرکشی و غرور
که صورت نهادید بر خاک گور؟
چه شد آن همه خودپسندی و ناز
که گشتید با بی‏کسان هم‏طراز؟
چه شد آن همه مستی و عیش و نوش؟
چه شد آن همه جنب و جوش و خروش؟
چه شد چهره‏ هایی که آراستید؟
سر و صورتی را که پیراستید؟
اجل چشم بی‏شرمتان را ببست‏
به رخسارتان خاک ذلت نشست‏
نه تخت و نه بستر، نه آسایشی‏
نه عطر و نه زیور، نه آرایشی‏
به جای کرم‏های مردم‏پسند
بر آن چهره‏ها کرم‏ها می‏خزند
نهادید دارایی خویشتن‏
نبردید با خود به غیر از کفن!.
 
امام هادی ع / مسیر بندگی


 

امام هادی ع / مسیر بندگی / مشاور و مدرس مهارت های زندگی و موفقیت , دکتر صادقیان

مادامی که سیب با چوب باریکش به درخت متصل است ;

تمامی کارداران درجهت رشدش در تلاشند .

باد سبب ‏طراوتش میشود
آب منجر رشدش میشود
و آفتاب کمال و پختگی می بخشد
ولی
به محض جدا شدن از درخت و طلاق از اصل
آب سبب ‏گندیدگی
باد سبب ساز ‏پلاسیدگی
و آفتاب سبب ‏پوسیدگی
و از فی مابین رفتن طراوتش میشود
برای ما بشر ها نیز

تا هنگامی در مسیر بندگی گام بر می داریم
و به ریسمان معبود وصلیم

هر اتفاقی در معاش منجر پرورش و کمال ما خواهد شد
چه بسا , زمین تناول کردن ها و افتادن ها
مقدمه صعود و تعالی بزرگ روحمان میشود . . .

و برعکس . .

وقتی که از پروردگار بدور شویم به تباهی نزدیک می‌گردیم

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
واتساپ
تلگرام
اینستاگرام
پشتیبانی در پیام رسان ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x